معنی کلمه معنی هژمونی، مترادف و تلفظ آن
شاید شما هم بارها در متون دانشگاهی، مقالات خبری یا تحلیلهای سیاسی با کلمه هژمونی مواجه شدهاید و برایتان سؤال پیش آمده باشد که هژمونی چیست و چه معنایی دارد؟ در این پست به بررسی دقیق معنی کلمه هژمونی میپردازیم.
هژمونی به چه معناست؟
کلمهی هژمونی به انگلیسی hegemony (به فرانسوی:Hégémonie) در زبان فارسی به معنای سلطه، برتری و رهبری یک قدرت بر سایر قدرتها است. این واژه بیشتر در حوزهی علوم سیاسی و روابط بینالملل به کار میرود و نشاندهندهی شرایطی است که در آن یک کشور یا گروه سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بر دیگران تسلط و نفوذ دارد.
به بیان ساده، هژمونی یعنی قدرتی که میتواند بدون نیاز به زور مستقیم، دیگران را تحت تأثیر و کنترل خود قرار دهد.
مترادف کلمه هژمونی
بر اساس کاربردهای مختلف، میتوان واژههای زیر را بهعنوان مترادف یا نزدیک به معنای هژمونی در نظر گرفت:
- سلطه
- برتری
- سیطره
- اقتدار
- فرمانروایی
- رهبری
تلفظ هژمونی
هِژِمُنی (Hejemoni)
انواع هژمونی
عبارتند از:
۱. هژمونی سیاسی
این نوع هژمونی زمانی رخ میدهد که یک دولت یا حزب سیاسی، نفوذ و کنترل قابل توجهی بر ساختار قدرت داخلی یا بینالمللی داشته باشد. برای مثال، نفوذ ایالات متحده بر بسیاری از نهادهای بینالمللی را میتوان نوعی هژمونی سیاسی دانست.
۲. هژمونی اقتصادی
در این حالت، یک کشور یا قدرت اقتصادی از طریق تسلط بر بازارهای جهانی، کنترل منابع یا تعیین قواعد تجارت بینالمللی، سایر کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. نمونهی آن سلطهی اقتصادی آمریکا و چین بر اقتصاد جهانی است.
۳. هژمونی فرهنگی
مفهومی است که بیشتر توسط آنتونیو گرامشی، متفکر ایتالیایی مطرح شد. او توضیح داد که طبقهی حاکم میتواند از طریق فرهنگ، رسانه، آموزش و ارزشها سلطهی خود را بر جامعه تثبیت کند، بدون آنکه به زور مستقیم نیاز داشته باشد.
۴. هژمونی نظامی
زمانی رخ میدهد که یک کشور با داشتن قدرت نظامی برتر، بتواند سایر کشورها را مهار یا تحت کنترل قرار دهد. نمونهی بارز آن حضور و سلطهی نظامی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم است.
۵. هژمونی ایدئولوژیک
در این نوع، یک نظام فکری یا اعتقادی بهگونهای بر جامعه مسلط میشود که افراد آن را طبیعی و بدیهی تلقی میکنند. برای مثال، هژمونی لیبرالیسم یا مارکسیسم در دورههای تاریخی مختلف.
۶. هژمونی رسانهای
در عصر جدید، رسانهها نقش بزرگی در شکلگیری افکار عمومی دارند. وقتی یک کشور یا مجموعه رسانهای بتواند جریان اطلاعات و اخبار را در سطح گسترده کنترل کند، در واقع هژمونی رسانهای ایجاد کرده است.
مثال برای هژمونی
۱. هژمونی سیاسی – ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم: بعد از سال ۱۹۴۵ آمریکا توانست با ایجاد سازمانهایی مثل سازمان ملل، ناتو و بانک جهانی نفوذ گستردهای در سیاست بینالملل داشته باشد. این تسلط، نمونهای بارز از هژمونی سیاسی است.
۲. هژمونی اقتصادی – سلطه دلار آمریکا: امروز بیشتر معاملات بینالمللی بر پایهی دلار انجام میشود. این وضعیت باعث شده آمریکا از هژمونی اقتصادی ویژهای برخوردار باشد و حتی از این ابزار برای اعمال تحریمها علیه کشورها استفاده کند.
۳. هژمونی فرهنگی – نفوذ فرهنگ غربی: فیلمهای هالیوود، موسیقی پاپ، مد و سبک زندگی غربی در بسیاری از کشورها پذیرفته شدهاند. این روند نشاندهندهی هژمونی فرهنگی غرب است که بدون استفاده از زور، ذهنیت و ارزشهای جوامع دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد.
۴. هژمونی نظامی – قدرت ناتو: حضور گستردهی نظامی ناتو در مناطق مختلف جهان، از جمله اروپای شرقی و خاورمیانه، نمونهای روشن از هژمونی نظامی در عصر معاصر است.
۵. هژمونی ایدئولوژیک – کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی: در قرن بیستم، ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم در شوروی و کشورهای بلوک شرق بهعنوان اصل حاکم مطرح بود و ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را شکل میداد. این یک نمونهی کلاسیک از هژمونی ایدئولوژیک است.
۶. هژمونی رسانهای – شبکههای اجتماعی و رسانههای غربی: غولهای رسانهای مثل CNN، BBC و همچنین پلتفرمهای دیجیتال مانند فیسبوک، گوگل و اینستاگرام بر جریان اطلاعات جهان تسلط دارند و نمونهای آشکار از هژمونی رسانهای به شمار میروند.





