خانه / لغتنامه / معنی و مفهوم کلمه شکوفایی
معنی کلمه شکوفایی

معنی و مفهوم کلمه شکوفایی

برای اطلاع از معنی کلمه شکوفایی با این پست از لغتنامه تور دانش همراه باشید.

معنی شکوفایی در فرهنگ فارسی

کلمهٔ “شکوفایی” در فارسی به معنای “به حداکثر رسیدن رشد و نمو” است. این کلمه می‌تواند در مورد گیاهان، حیوانات، انسان‌ها و یا حتی جوامع به کار رود.

در مورد گیاهان: به معنای رسیدن به مرحلهٔ گلدهی و میوه‌دهی است.

شکوفایی در حیوانات: به معنای رسیدن به بلوغ جنسی و توانایی تولید مثل است.

در مورد انسان‌ها: شکوفایی به معنای رسیدن به حداکثر پتانسیل‌های فردی، از جمله رشد جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی است.

در روانشناسی، شکوفایی به معنای وضعیتی است که در آن فرد از زندگی خود رضایت دارد و احساس می‌کند که از تمام ظرفیت‌های خود استفاده می‌کند. این وضعیت با ویژگی‌هایی مانند احساس شادی و رضایت، داشتن روابط اجتماعی قوی، احساس هدفمندی در زندگی و احساس تعلق به جامعه همراه است.

برخی از عواملی که می‌توانند به شکوفایی انسان کمک کنند عبارتند از:

  • داشتن روابط اجتماعی قوی
  • داشتن هدف و معنا در زندگی
  • داشتن احساس کنترل بر زندگی
  • داشتن سلامت جسمی و روانی
  • داشتن احساس قدردانی

شکوفایی یک هدف ارزشمند برای همهٔ انسان‌ها است. رسیدن به این هدف می‌تواند به ما کمک کند تا زندگی شادتر، سالم‌تر و معنادارتری داشته باشیم.

در اینجا چند مثال از کاربرد کلمهٔ “شکوفایی” آورده شده است:

  • شکوفایی گل‌ها در بهار
  • شکوفایی اقتصادی یک کشور
  • شکوفایی استعدادهای یک فرد
  • شکوفایی یک رابطهٔ عاشقانه
  • شکوفایی یک جامعهٔ انسانی

معنی شکوفا شدن

معمولاً این کلمه برای شکوفا شدن استعدادهای یک فرد به کار می‌رود و به معنی نمایان شدن استعدادهای درونی فرد است.

شکوفایی به انگلیسی

bloom

florescence

flowering

prosperity

inflorescence

شکوفایی در شعر فارسی

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم

به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم

خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

همه به کاری و من دست شسته از همه کاری

همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل

در آرزوی شکوفایی و بهار تو بودم

اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری

تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست

ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی

اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم

غزلیات شهریار – خمار انتظار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *