معنی کلمه استیصال و تلفظ آن

کلمه استیصال و درماندگی اغلب کنار هم به کار میروند. برای آگاهی از معنای این کلمه با این پست از لغتنامه تور دانش همراه باشید.
معنی استیصال در لغتنامه دهخدا
بیخ برآوردن، از بن برکندن، از بیخ برکندن. ریشه کن کردن، برکندن، برانداختن
معنی کلمه استیصال در فرهنگ فارسی
«اِستیصال» در لغت به معنای قطع ریشه، نابودی، بیچارگی و درماندگی شدید است. وقتی کسی در موقعیتی قرار بگیرد که هیچ راه نجات یا چارهای برایش باقی نمانده باشد، گفته میشود دچار استیصال شده است.
تلفظ استیصال
/estisAl~/
اِستیصال
عذاب استیصال یعنی چه؟
در متون دینی، «عذاب استیصال» به معنی عذابی است که یک قوم یا گروه به دلیل گناهان و سرپیچیهایشان دچار نابودی کامل میشوند؛ مثل سرگذشت اقوام عاد، ثمود یا فرعونیان. این نوع عذاب به معنای ریشهکن شدن و از بین رفتن است.
حالت استیصال چه حالتی است؟
حالت استیصال یعنی درماندگی مطلق، بیپناهی و ناتوانی در تصمیمگیری یا عمل. در این حالت فرد یا جامعه هیچ راهحل عملی پیش روی خود نمیبیند.
معنی کلمه استیصال در حقوق
در اصطلاح حقوقی، استیصال بیشتر به معنای درماندگی یا ناتوانی کامل یک شخص در انجام تکالیف قانونی یا مالی به کار میرود. برای نمونه ممکن است بدهکاری در وضعیت استیصال قرار گیرد؛ یعنی حتی با تلاش بسیار هم امکان پرداخت بدهی نداشته باشد.
استیصال حکومت به چه معناست؟
وقتی گفته میشود حکومتی به استیصال رسیده است، یعنی آن حکومت دیگر توان اداره امور، کنترل مشکلات یا پاسخ به نیازهای جامعه را ندارد و در نهایت به سمت فروپاشی یا تغییر سوق پیدا میکند.
استیصال و درماندگی یعنی چه؟
این دو واژه معمولاً در کنار هم میآیند و هر دو بیانگر بیچاره بودن، ناتوانی، فقدان قدرت تصمیمگیری یا نبود راه فرار هستند. «درماندگی» معادل سادهتر و عمومیتر «استیصال» است.
جملهسازی با استیصال
۱. در لحظه استیصال، تنها امید به یاری دیگران باقی میماند.
۲. بحران اقتصادی مردم را به مرز استیصال کشانده است.
۳. در برابر حوادث طبیعی، انسان گاه دچار استیصال میشود.
۴. نگاه پر از استیصال او دل هر بینندهای را به درد میآورد.
۵. دشمن در میدان نبرد به استیصال کامل رسیده بود.
معادل انگلیسی کلمه استیصال
desperation
frustration
neediness
extreme poverty





