لغتنامه
معنی، مخالف و هم خانواده افسرده

گاهی بعضی واژهها را زیاد میشنویم اما معنی دقیق یا مخالف و همخانوادههای آن را نمیدانیم. یکی از این واژهها «افسرده» است.
معنی کلمه افسرده چیست؟
غمگین، ناراحت، بیانگیزه و گرفتهحال، اندوهگین، دلسرد
مخالف افسرده:
شاد، خوشحال، پرانرژی، سرحال
همخانواده افسرده:
پریشان، پژمرده، غمناک، ملول، محزون، نژند، پژمان
📝 مثال:
او بعد از شنیدن خبر، خیلی افسرده شد.
تنهایی طولانی ممکن است باعث افسردگی شود.
هوای ابری گاهی آدم را افسرده میکند.






