لغتنامه
معنی کلمه خلوت و هم معنی آن

کلمه خلوت از واژههای زیبا و چندمعنایی در زبان فارسی است که هم در متون ادبی و عرفانی کاربرد دارد و هم در زبان روزمره. در ادامه، معنی دقیق آن در فرهنگهای معتبر و کاربردهای مختلفش آورده شده است.
معنی کلمه «خلوت» در لغتنامه دهخدا
- تنها شدن، بیکسی.
- جای آرام و دور از جمع.
- زمانی که انسان از دیگران کناره گیرد.
- نزدیکی و انس میان دو نفر، مخصوصاً در تعبیر «خلوت با کسی داشتن».
- در متون قدیم، به معنای «محل خاص شاه» نیز آمده است؛ مانند «خلوتخانه».
نمونه:
> شب خلوت است و یار نیامد. — حافظ
معنی «خلوت» در فرهنگ فارسی
- تنها بودن، بیهمدمی.
- مکان آرام، گوشه دنج.
- کنارهگیری از جمع.
- محل خاص پادشاه برای استراحت یا گفتوگوهای خصوصی.
مثال:
> در اتاق خلوتش به مطالعه پرداخت.
هممعنی (مترادف) «خلوت»
- تنهایی
- آرامگاه
- گوشهنشینی
- انزوا
- عزلت
- دنج
مخالف (متضاد) «خلوت»
- جلوت (به معنای حضور در میان مردم)
- اجتماع
- شلوغی
- ازدحام
معنی ترکیب «خلوت و جلوت»
عبارت «خلوت و جلوت» به معنای «تنهایی و حضور در میان جمع» است. در ادبیات عرفانی، اشاره دارد به حالاتی که انسان در خلوت با خداست و در جلوت میان مردم.
مثال:
> عارف در خلوت با حق و در جلوت با خلق است.
جملهسازی با کلمه «خلوت»
– کتابخانه در صبحهای زود بسیار خلوت است.
– در خلوت خود به گذشتهاش فکر میکرد.
– پارک بعد از باران خلوت و آرام بود.
– گاهی انسان به یک خلوت کوتاه نیاز دارد.
معادل انگلیسی کلمه «خلوت»
بسته به معنا:
- Solitude (تنهایی مثبت و آرامش در خلوت)
- Privacy (حریم شخصی)
- Seclusion (گوشهنشینی یا انزوا)
- Quiet place (جای دنج یا آرام)





